در حجم تنگ این اتاق خفه شدن
نفس را در سینه حبس کردن
و هزار بار از پشت شیشه دیدن آزادی بدون دیوار
آرزوی تا به ناکجا قدم زدن
و رسیدن به هیچ جای این دنیای غریب
هیچکس را دیدن
و همه سکوت را شنیدن
رهایی فکر از پشت سلول چشمها
و جیغ بنفش کشیدن تا کر شدن ناشنوایان
اینجای امروز من خط خطیست
و من ... ... ... این خط خطی ها را دوست دارم

۳ نظر:
ای بابا
دل تو هیچ
دل من
که سالهاست
مرده ست
و کسی سراغی از
درخت سیب سرخ جوانی
انتهای باغ
نمی گیرد
کنار جهان مهربان
به مور مور اغواگر برکه می نگرم ,
چشم بر هم می نهم
و برانگیخته از بلوغی رخوتناک
به دعوت مقاومت ناپذیر آب
محتاطانه
به سایه ی سوزان اندامش انگشت فرو
می برم
احساس عمیق مشارکت %
زنده یاد شاملو
کنار جهان مهربان
به مور مور اغواگر برکه می نگرم ,
چشم بر هم می نهم
و برانگیخته از بلوغی رخوتناک
به دعوت مقاومت ناپذیر آب
محتاطانه
به سایه ی سوزان اندامش انگشت فرو
می برم
احساس عمیق مشارکت %
زنده یاد شاملو
ارسال یک نظر