It's raining



خورشیدکم را با لالایی باد می خوابانم

لحاف ابر را به رویش می کشم ... سرما نخورد

و او مثل همیشه زیر لحاف ... در تاریکی گرمی ... های های گریه می کند.




+ هستیم ... خوبیم
+ آپریل آمد با تازگی و بوی خاک باران خورده





۹ نظر:

پروين گفت...

سلام
سلام
خوشحالم كه دوباره برگشتي. خيلي!

فراسوی ذهن گفت...

....

گاه و بیگاه فرو میشوی

در چاه خاموشیت ،

در ژرفای خشم پرغرورت،

و چون باز می گردی

نمی توانی حتی اندکی

از آنچه در آنجا یافته ای

با خود بیاوری....

چقدرصمیمانه وبا محبت و بی ریا به خلوت تنهاییم قدم گذاشتید.
خوشحالم که هستیدوخوبید.
همچون همیشه حسی قوی داشت
به دل نشست.
نوشته های شما
عجيب دلم را به غوغا می کشاند

گرمی یاد باشی ، لذت حضور
قوی باشی و بردبار و پر امید.
چندان که بودی ، چونان که خواهی بود

الیاس گفت...

سلام.
سال نو شما هم مبارک باشه. من هم واست کلی آرزوی خوب می کنم در سال جدید.امیدوارم امسال واسه همه ما سالی خوب باشه.
خوب کاری کردی غیبتت رو کوتاه کردی و بازهم شازده کوچولو رو بر گردوندی.

راستی تو فکر این بودم که می تونی این عکس های شارده کوچولو رو جمع کنی توی یه آلبوم. کاره نابی هست.

فریدون گفت...

سلام
خوبی شهزاده ی کوچولو؟؟؟
چه خوب که دوباره به روز کردی.

مامان مثل هیچ کس گفت...

باران....حتی اگر نبارد
بهانه ی خوبی ست برای نوشتن.

وقتی زمین تشنه شود....
آسمان خواهد بارید.

ناشناس گفت...

سلامی دوباره به تو......
به مثل هیچ کس
ومثـــــــــــــــــــــــل
هیچ کس

علی کرمی گفت...

و من اورکت آمریکایی می‌پوشم و کلاه بافتنی‌ام را می‌کشم رو سرم تا خیس نشوم.

یک قدیس گفت...

welcome back
وای خیلی لطیف بود

فراسوی ذهن گفت...

حسودیم می شود، من نبودنتان را حسودیم می شود،
از بام پست پریدنتان را،
حسودیم می شود،
این تبسم راحت که می شکفد
روی چهرتان،
این خواب راحتتان را، حسودیم می شود....
نوایی که شما را خواند و حا ل خاموش است،
نبودنتان را حسودیم می شود
خوبین؟؟؟
منتظرم به روز نمی کنید؟؟؟