Neuanfang

steil nach oben....

باری آغازی دگر
...

چه نیکوست
انتظار ...
و چه شیرین
فتح ندانسته ها ...


5 نظر:

فراسوی ذهن گفت...

....
یادمه جایی نوشته بودی.....

آغاز پایان یک راه نیست....
حالا چی هنوزم،همونطوری فکر می کنی؟؟؟

صلح سپید گفت...

چه نیکو رو نمی دونم اما چه شیرین رو قبول دارم خیلی
دلم تنگ شده بودا خودم نمی دونستم !

ناشناس گفت...

سلام مارال جان
الهامم
آی دی های قدیمیم پرید. بهت یک ایمیل دادم. منتظرتم....

ماهی سیای کوجولو گفت...

سلام میکنم چون نام هور مزد پاک است پس به نام او سلام ...
گاهی بر پر شاپرک ها میشود سواری کرد ...
سوار شاپرک ها به بالاترین ها رفت و به شبدر چهار پری دست زد که وعده اش را از ان شیطونک کوچک گرفته بودی...
و انجا او به ما میگوید :
خدا هنوز هست :)

الیاس گفت...

انگاری اون چیزی که آدما بهش عاشق می گن شدی...

هر دفعه شور جدیدی داره.. پایانی جدیدتر..