
pic by istgaheakhar
این چه قدرتیست که در قدم هایم جاریست
و از دستهایم شعله ور
این چه نوریست... که تاریکی برایم بی معیست
و غیر ممکن فقط غیر ممکن
این چه قدرتیست که در قدم هایم جاریست
و از دستهایم شعله ور
این چه نوریست... که تاریکی برایم بی معیست
و غیر ممکن فقط غیر ممکن
3 نظر:
عرضی نبود، فقط جای سکوت خالی بود...
روزهایی هست که انگشتانت را به دستان الکترون ها می دهی /
"و با نور تو چشمان نابینایان نیز گشوده خواهد شد "
هردو تکه متن مربو ط به دی ماه 87 است روزهایی که اولین روزهای سردتر هوا بود و چقدر گرم بود الکترونهایی که می نوشتی ...
ziba bod mesle hamisheh
ارسال يک نظر