White as snow, red as blood, black as ebony
انگار همین دیروز بود که سیب های درخت کوچک را چیدم

امروز ... پر بار از دیروز .... تشنهٌ چیده شدن
...
برایم سیب آورده است

۴ نظر:

سکوت مرداب گفت...

میچینمت
حتآ
اگر قدم نرسد
"تو"
میوه ی ممنوع منی ...

شیخ گفت...

عالی. شاید نگرفتم چی میگی ولی اونی که گرفتم عالی ست!

mesle hichkas گفت...

@ شیخ

خوب شماچی گرفتی ;)

apadana گفت...

روزگار نبودنت را برایم دیکته می کند و نمره من باز صفر می شود
.
.
.
هیچوقت نبودنت را یاد نمی گیرم