*** Mesle HICH KAS ***
زیبا بود ... درمی زنند،در ؛پرندگان به دیدارم آمده اند ، بادها .من بیمار این جهان و آن جهانم از دیروزهای هیچاز آن همه نمی دانم کِی؟!تاتمام ِ چه می دانم کجا !د رمی زنند ، در ؛شکوفه ها به دیدارم آمده اند ، پروانه ها .در باز می کنم ، در ؛نه پرندگان و پروانه ها ،نه شکوفه ها و نه باد ...که هیچ به دیدارم آمده است :کهکشانی ناشناس !!!(هیوا مسیح)
خودت اینجا مانده است، در دیار من!
کجا رفتی که چنین آشفتی قلب عاشق رانمی دانستی که قدم زدن در قلب او بر گشتی ندارد.
ارسال یک نظر
۳ نظر:
زیبا بود ...
درمی زنند،در ؛
پرندگان به دیدارم آمده اند ، بادها .
من بیمار این جهان و آن جهانم از دیروزهای هیچ
از آن همه نمی دانم کِی؟!
تاتمام ِ چه می دانم کجا !
د رمی زنند ، در ؛
شکوفه ها به دیدارم آمده اند ، پروانه ها .
در باز می کنم ، در ؛
نه پرندگان و پروانه ها ،
نه شکوفه ها و نه باد ...
که هیچ به دیدارم آمده است :
کهکشانی ناشناس !!!
(هیوا مسیح)
خودت اینجا مانده است، در دیار من!
کجا رفتی که چنین آشفتی قلب عاشق را
نمی دانستی که قدم زدن در قلب او
بر گشتی ندارد.
ارسال یک نظر